مرگ و سمفونی ابری


Margbazi.jpg


خب، مرگ‌بازی هم بالاخره منتشر شد. لاغر است کمی و این بیش‌تر از آنکه به فونت کتاب‌های نشر چشمه بستگی داشته باشد- که از کتاب‌های ناشران دیگر یکی دو شماره کوچک‌تر است- به خاطر حذف یکی از داستان‌‌های مجموعه است که عجیب نوربالا می‌زد و به همین دلیل- و به پیشنهاد بعضی دوستان- قبل از سپردن مرگ‌بازی به ناشر، کنارش گذاشتم.
حالا ولی خوشحالم و چندان به این چیزها فکر نمی‌کنم. مهم این بود که منتشر شود و حالا با سروشکلی آبرومند و ظاهری دوست‌داشتنی و حرفه‌ای منتشر شده است و همین برای من کافی است. دلم می خواهد فقط یک گوشه بنشینم و باقی را بسپارم به «مرگ‌بازی» تا شاید روی پای خودش بایستد و حفظ آبرو کند. حالا فقط می‌توانم سکوت کنم و به کارهای بعدی فکر کنم و امیدوار باشم که مخاطبان مرگ‌بازی هم، مثل من، چند داستان از این نه داستان را دوست داشته باشند و خاطرات و دغدغه‌ها و زندگی خودشان را توی این داستان‌ها پیدا کنند؛ و مگر جز این کار دیگری هم از دست من بر می‌آید؟


Barf.jpg


نشر چشمه دیروز از برف و سمفونی ابری هم رونمایی کرد که دومین مجموعه داستان پیمان اسماعیلی است و برخلاف مجموعه داستان اول‌ پیمان که بیش‌تر حاصل تجربه‌های متفاوت او در داستان‌نویسی بود، مجموعه‌ای پخته، کاملا حرفه‌ای و بسیار جذاب است؛ مجموعه‌ای از داستان‌های گوتیک، معمایی و وهم‌آلود که به خوبی با عناصر بومی ترکیب شده‌اند و یک مجموعه‌ی درخشان و کم‌نظیر «گوتیک ایرانی» را تشکیل داده‌اند. برف و سمفونی ابری هفت داستان دارد و بعید می‌دانم کسی از خواندن این مجموعه‌ پشیمان شود و صدا و نگاه تازه‌‌اش را نپسندد.

پی‌نوشت: هردو مجموعه تازه منتشر شده‌اند و طبیعی است که هنوز آن‌چنان که باید و شاید در کتاب‌فروشی‌ها پخش نشده باشند. فکر می‌کنم فعلا فروشگاه نشر چشمه بهترین جا باشد برای تهیه این دو مجموعه...



« صفحه‌ي بعدي | صفحه‌ي قبلي »