دیالکتیک تنهایی

April 19, 2014


معنای دوگانه‌ی تنهایی - گسستن از یک دنیا و تلاش برای آفریدن دنیایی دیگر- را می‌توان در تصور ما از قهرمانان، قدیسان و ناجیان دریافت. اسطوره، زندگینامه، تاریخ و شعر دوره‌ای از عزلت و تنهایی دوره‌ی نوجوانی را پیش از بازگشت به دنیا و به عمل توصیف می‌کنند. این سال‌ها، سال‌های آماده شدن و تدقیق است، اما فراتر از آن سال‌های ایثار و توبه، خودآزمایی و کفاره و تزکیه. آرنولد توین‌بی مثال‌های بسیاری از این اندیشه به دست می‌دهد: اسطوره‌ی غار افلاطون، زندگی پولس حواری، بودا، ماکیاولی و دانته. و همگی در زندگی خود و در حدود خود، در تنهایی و عزلت زیسته‌ایم تا خود را تطهیر کنیم و آن‌گاه به دنیا بازگردیم.

«دیالکتیک تنهایی- اکتاویو پاز- ترجمه‌ی خشایار دیهیمی - نشر لوح فکر»

لينک مطلب | 8:10 PM


پریما دبل شعور

April 13, 2014


مردم تالار وحدت را پر کرده‌اند، رهبر ارکستر روی سن می‌آید و آماده‌ می‌شود؛ درست پیش از آغاز اجرا، آقایی توی یکی از بالکن‌ها، بستنی پریما دبل چاکلت‌اش را گاز می‌زند. صدا توی تالار می‌پیچد. رهبر ارکستر به مرد نگاه می‌کند می‌گوید: «پریما دبل چاکلت». مرد از صندلی‌اش بلند می‌شود، نگاهی به حضار می‌کند و فریاد می‌زند: «پریما دبل چاکلت». مردم از صندلی‌هایشان بلند می‌شوند و هیجان زده فریاد می‌زنند: «پریما دبل چاکلت»، «پریما دبل چاکلت»...
این تبلیغ شرکت محترم میهن، تصویری است تمام قد از آن‌چه در ایران می‌گذرد. تصویری از فقر فرهنگی، تنهایی هنرمند و ضعف مفرط سازمان‌هایی که باید متولی فرهنگ باشند. به خاطر نمایش همه‌ی این‌ها از شما متشکریم، میهن خانم!

لينک مطلب | 5:04 PM


خوشبختی

April 10, 2014


اساسی‌ترین آرزوی انسان ضعیف پایان گرفتن جنگی است که در وجودش برپاست و عین وجود اوست. خوشبختی در نظرش، درست مثل یک داروی آرامبخش و شیوه‌ی تفکر آرامبخش در اساس چیزی نیست جز آسودگی و بی دردسری و سیراب‌شدگی، و آن یگانگی واقعی با خویش...
اما اگر ناهمسازی و جنگ در چنین طبعی خود مایه‌ی کشش و انگیزش بیش‌تری به زندگی شود- و از سوی دیگر، علاوه بر رانه‌های قوی و آشتی‌ناپذیر، استادی و چیره‌دستی بسزا در ستیزیدن با خویش، یعنی چیرگی بر نفس و فریفتن نفس، نیز در وجود کسی به ارث رسیده و پرورش یافته باشد، آن‌گاه چنان مردان سحرآسایی پدید می‌آیند که پهنا و ژرفاشان را نتوان پیمود؛ چنان مردان پر رمز و رازی که برای پیروزی و اغواگری مقدر شده‌اند.

«تاریخچه‌ی خوشبختی- نیکلاس وایت- ترجمه‌ی خشایار دیهیمی- نشر مینوی خرد»

لينک مطلب | 3:07 PM


چ

April 1, 2014


«چ» بيش‌تر از آن‌که فيلمي درباره‌ي شهيد چمران باشد، فيلمي است درباره‌ي غائله‌ي کردستان، جنگ‌هاي نامنظم و چريک‌هاي انقلابي. بابک حميديان و مريلا زارعي هر دو خوبند، موسيقي فردين خلعتبري تاثيرگذار و درخشان است و صحنه‌هاي درگيري و نبرد در شهر فوق‌العاده‌اند. سقوط فانتوم نيروي هوايي و برخورد هليکوپتر هوانيروز با کوه اما در فيلم حاتمي‌کيا بدجوري توي ذوق مي‌زنند، گرچه حاتمي‌کيا خيلي هنرمندانه و با ساختن و نمايش حاشيه‌هاي لحظه‌ي سقوط هليکوپتر، آن را به يکي از تاثيرگذارترين سکانس‌هاي فيلم‌اش تبديل کرده. نتيجه، فيلمي است که حتماً بايد ديد؛ احتمالاً بيش از يک‌بار.
مي‌ماند فقط يک سوال؛ يکي از مرموزترين و مهم‌ترين آدم‌هاي انقلاب و جنگ از فيلم حاتمي‌کيا حذف شده است. در سفر شهيد چمران و شهيد فلاحي به پاوه، يک نفر ديگر هم از مرکز به پاوه مي‌آيد و چند ساعت پس از بازديد، همراه شهيد فلاحي از پاوه خارج مي‌شود: ابوشريف؛ مردي که اتفاقاً زمزمه‌هاي زيادي هم درباره‌ي اختلافات‌اش با شهيد چمران هست. دوست دارم، اگر کسي مي‌تواند، ازحاتمي‌کيا درباره‌ي چرايي حذف ابوشريف از «چ»، از فيلمي که سعي کرده به واقعيت وفادار بماند، بپرسد...

لينک مطلب | 2:18 PM


ما سرباز بودیم...

March 25, 2014


مرثیه‌خوانی هیچ‌وقت نه مرده‌ای را زنده کرده و نه سربازی را آزاد. روضه همیشه برای شلوغ کردن پای منبر است و درآوردن اشک دیگران. سوگواری به جای خود، برای کشته نشدن آن چهار نفر، برای برچیدن بساط هرچه مذهبی افراطی بی‌پدرومادر، به جز استتوس گذاشتن و امضاء جمع کردن چه کار می‌شود کرد؟

لينک مطلب | 3:22 PM