مثلاً بازی

July 2, 2015

MB-12.jpg

در دنیای من «مادام مدوسا» منفورترین شخصیت کارتونی است؛ در دنیای شما، چه کسی؟

لينک مطلب | 9:12 PM


طبقه‌ی متوسط (2)

June 30, 2015


توی باشگاه یکی هست که چند ماه پیش چند میلیونی پول داده و یکی از همین ماشین‌های چینی را برای پسرش خریده. داستان اما این است که حرف‌ اول و آخر این برادرمان از فردای روز خرید شد نتیجه‌ی مذاکرات، که «نکند این‌ها به نتیجه برسند و قیمت ماشین و دلار بشکند» و چیزهایی از این دست. دیروز هم که زده بود به سیم آخر و می‌گفت اشتباه کردم که توی انتخابات شرکت نکردم، باید به «جلیلی» رای می‌دادم و دوره‌ی بعد هم حتماً به یکی مثل «احمدی‌نژاد» رای می‌دهم.
حالا من به این فکر می‌کنم که وقتی یک آدم معمولی، که کنار پسر جوان و همسرش زندگی خوبی دارد، خانه و ماشینی دارد برای خودش، شغل ودرآمد خوبی دارد و زندگی‌اش هم لنگ نمی‌زند، به خاطر شصت میلیون تومان حاضر است سرنوشت کشوری را عوض کند، از دیگران، از برادران «بزرگ‌تر»، چه انتظاری می‌شود داشت؟ که چه‌قدر فاصله است میان آن هیولاهایی که هر روز توی تاکسی و خیابان یا وقت شنیدن اخبار بد و بی‌راه بارشان می‌کنیم و خودمان؟ همین طبقه‌ی متوسطی که روزگاری روی سرمان می‌گذاشتیم‌اش و حالا کثافت از سر و رویش می‌بارد...

مرتبط:
- طبقه‌ی متوسط (1)

لينک مطلب | 9:38 PM


مثل خون در رگ‌های من

June 27, 2015


با دو کلمه جواب، شادم کن.
برایم بنویس که از من قهر نیستی.

احمدکت

«مثل خون در رگ‌های من- نامه‌های احمد شاملو به آیدا- نشر چشمه»

لينک مطلب | 8:52 PM


True Detective

June 22, 2015


فصل دوم؟ برای شروع بد نبود، اما باید منتظر ماند و دید با این همه بازیگر و با این کالین فارل در هم شکسته و خسته می‌تواند خودش را از زیر سایه فصل اول بیرون بکشد یا نه.

لينک مطلب | 11:50 PM


فراموشی

June 19, 2015


دیروز بعد از سال‌ها راه افتادم توی کوچه پس کوچه‌های انقلاب و به کتاب‌فروشی‌های کوچک و بزرگ سرک کشیدم. بعد یک‌جا به خودم آمدم و دیدم که این فروشگاه‌های شهرکتاب چه بلایی سرمان آورده‌اند و ما را از چه لذتی محروم‌ کرده‌اند. به لطف آن‌ها، تنبل شده‌ایم و بی‌حوصله و پرسه زدن در کوچه پس کوچه‌های انقلاب از یادمان رفته است . دو ساعت تمام کیف کردم با چرخیدن توی کتاب‌فروشی‌ها و شش جلد کتاب خریدم از چهار کتاب‌فروشی و از همه مهم‌تر، بعد از چند ماه سرگردانی، بالاخره موفق شدم «اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار» را که توی هیچ شهرکتابی نبود، در کتاب‌فروشی انتشارات نیلوفر در خیابان دانشگاه پیدا کنم.
و خب، همین خوشی‌های کوچک است که آدم را نجات می‌دهد.

لينک مطلب | 2:16 PM