و دیگر هیچ

February 7, 2018

photo_2018-02-07_09-52-18.jpg

لاتاری مهدویان نه ادامه قیصر است نه کپی ربوده شده؛ انگار فقط و فقط پاسخی‌ست به فروشنده فرهادی. اگر کیهان و جوان زمانی فرهادی را متهم می‌کردند به ترویج بی‌غیرتی، حالا مهدویان در برنامه زنده سرش را بالا می‌گیرد، به دوربین نگاه می‌کند و با لبخند می‌گوید فیلم‌اش در ستایش غیرت است!

- متاسفانه نام عکاس را نمی دانم.

لينک مطلب | 10:13 AM


معصوم پنجم

January 22, 2018

photo%205.jpg

خبر انتشارش بهار آمده بود اما ظاهراً چند هفته‌ای‌ست که در کتاب‌فروشی‌ها پخش شده.
چاپ دوم معصوم پنجم حالا اینجاست، بعد از سی و هشت سال و به همت و لطف انتشارات نیلوفر.

پی‌نوشت: سید خوابگرد در کانالش تذکر داده که کتاب از تیر ماه توزیع شده؛ ممنونم.

لينک مطلب | 9:29 PM


شاهنشاه

January 17, 2018

photo_2018-01-17_21-19-43.jpg

افسردگی در جان دوستانم نشسته. آن‌ها فاجعه‌ای قریب‌الوقوع را پیش‌بینی می‌کردند. آن‌ها، یعنی روشنفکران، مثل همیشه با آغاز روزهای سخت داشتند نیرو و ایمانشان را از دست می‌دادند. غرق ترس و سرخوردگی بودند. آن‌ها، که زمانی محال بود راهپیمایی‌ای را از دست بدهند، حالا دیگر کم‌کم از جمعیت می‌ترسیدند. وقتی با آن‌ها حرف می‌زدم، به شاه فکر می‌کردم. شاه داشت دور دنیا می‌گشت، عکسش هر از گاه توی روزنامه‌ها چاپ می‌شد و چهره‌اش هربار خسته‌تر و وارفته‌تر بود. تا لحظه آخر فکر می‌کرد بر می‌گردد به کشورش. البته هیچ‌وقت برنگشت، اما آثار بیش‌تر کارهایش هنوز باقیست. ممکن است مستبدی برود، اما هیچ استبدادی با رفتن مستبد یکسره محو نمی‌شود. حیات دیکتاتوری به جهل عوام متکی است و از همین روست که همه‌ی دیکتاتورها سخت می‌کوشند این جهل را افزون کنند.

پی‌نوشت: این دو روز هم به خواندن شاهنشاه گذشت. دوست‌اش داشتم و فکر می‌کنم دقیقاً همان کتابی‌ست که این روزها باید بخوانیم و درباره‌‌‌اش با آدم‌ها حرف بزنیم.
.

لينک مطلب | 10:13 PM


هوا را از من بگیر، ترایدنت را نه

January 13, 2018

photo_2018-01-13_22-04-04.jpg

- ترایدنت نه مهندس، تریدنت.
- جان؟
- این آدامس‌ها اسمش تریدنته. ولی شما همیشه می‌گی ترایدنت.
شاگرد صمد به آدامسی که خریده‌ام اشاره می‌کند، با لبخند و شاید هم پوزخند. توی مغازه صمد حواسش به مشتری‌هاست تا کسی زیرآبی نرود و از سود صمد کم نشود.
- می‌دونی ترایدنت یعنی چی؟
شانه بالا می‌اندازد که یعنی نه.
- من خیلی سواد ندارم مهندس.
- نیزه سه شاخه دیدی تا حالا؟
- آره...
- ترایدنت یعنی نیزه سه‌شاخه. همین که اینجا نوشته.
چین می‌افتد روی پیشانی‌اش.
- ولی صمد می‌گه تریدنت، اونی که آدامس‌ها رو می‌آره هم می‌گه تریدنت. همه می‌گن تریدنت.
- همه اشتباه می‌کنند. تو درستش رو بگو. هرکی هم بهت خندید یک نیزه سه‌شاخه بکن تو حلقش!

مزخرفات فارسی سید رضا شکراللهی حکایت تریدنت‌هایی است که روی سر ما و زبان فارسی ریخته‌اند. داستان کلمات و ترکیب‌هایی که اشتباه شنیده‌ایم، به ریشه‌ها و شان نزول‌‌شان توجه نکرده‌ایم و هیچ‌وقت در تنهایی‌مان از اصل و نسب‌شان نپرسیده‌ایم. مزخرفات فارسی مجموعه‌ای‌ست خوش‌خوان، شیرین و بسیار جذاب که خواندن‌اش برای آن‌ها که سرنوشت‌شان با کلمه گره خورده یا مثل من مرض کشف شان نزول دارند، یا آن‌ها که به تریدنت‌هایی که شنیده‌اند شک کرده‌اند و بدشان نمی‌آید تمیز و درست و دقیق بنویسند و حرف بزنند، واجب است. حالا از من نشنیده بگیرید ولی آن وسط بد هم نمی‌گذرد. دیگر خودتان می‌دانید!
مزخرفات فارسی را نشر ققنوس منتشر کرده است.

پی‌نوشت: همه آن‌ها که چیزکی چاپ کرده‌اند می‌دانند که بعد از بازنویسی داستان و کار در معدن، نمونه‌خوانی نهایی متن پیش از چاپ و بیرون کشیدن غلطهای تایپی و کلمات اضافه، مرگ‌بارترین و سخت‌ترین کار جهان است! اما حکایت این کتاب فرق می‌کند و هر کلمه اضافه یا غلط تایپی در حکم گل در خانه حریف است. ان‌شاءالله خدا کمک‌ کند، دوستان در تحریریه نشر ققنوس هم همت کنند و در بازی برگشت و چاپ دوم کار را تمام کنند و همین دو سه مورد کوچک هم از کتاب حذف شود.

لينک مطلب | 10:15 PM


باغ مرگ

January 9, 2018

Garden.jpg

دیپلمه، دانشجو، قاچاقچی یا معترض؟ مهم نیست! بیایید فقط به آن ثانیه‌های پایانی سینا قنبری فکر کنیم؛ آنجا که نفس به شماره افتاده و جسم بنا بر غریزه و عادت می‌خواهد تسلیم مرگ نشود. به آن نیرویی فکر کنیم که یک جسم ۲۳ ساله را تسلیم می‌کند، به تاریکی، ترس و ناامیدی.
بیایید به تاریکی فکر کنیم.

عکس، تابلو باغ مرگ است؛ اثر هیوگو سیمبرگ.

لينک مطلب | 9:07 AM